02191014717
0

قدرت کلمات

قدرت کلمات

همان را که میگویید، به دست می آورید. همان طور که افکارمان روی شرایط تاثیر می گذارند، کلماتی که به زبان می آوریم نیز همین گونه هستند.

کلمات، نگرش ما را تشکیل می دهند و آنچه را که تجربه و جذب خواهیم کرد نیز تعیین می کنند.

وقتی که خوشبخت بودن را جدی می گیریم، باید مراقب صحبت کردنمان باشیم.

ما عمدا درباره خودمان به طور مثبت صحبت می کنیم و از تحقیر خود اجتناب می کنیم، این بدان معنا نیست که وانمود کنیم ما عالی و بدون نقص هستیم، بلکه بخشی از فهمیدن این مطلب است که با شکایت کردن از خودتان نمی توانید احساس خوبی درمورد خودتان، شغلتان، دوستانتان، خانواده و اطرافیانتان داشته باشید.

یکی از دوستان اخیرا نزد من آمد و گفت: “من از بدبختی و نا امیدی خسته شده ام، من از اینکه باری بر دوش خانواده ام باشم خسته شده ام. می خواهم خوشبخت باشم”!چگونه این کار را انجام دهم؟

گفتم: “اولین کاری که می توانی انجام دهی این است که فقط زمانی که حرف مثبت و سازنده ای داری دهانت را باز کنی. این تغییر را تو و خانواده ات تعیین خواهید کرد”!

یک هفته بعد او را دیدم که هنوز داشت نق می زد.

قدرت کلام

او به من گفت:”می خواهم خوشبخت باشم و نیستم. چگونه می توانم این کار را انجام دهم”؟

گفتم: “هفته قبل بهترین نصیحت را به تو کردم”

او گفت: “هنوز هم خوشبخت نیستم”.

جواب دادم:میدانم، این بدان علت است که تو درباره این موضوع هنوز به قدر کافی جدی نیستی!

وقتی واقعا جدی شدی، واقعا خوشبخت خواهی شد.

من هنوز نمی دانم که آیا متوجه منظور من شده است یا نه. او باید تشخیص دهد که مسئول حرف های خودش است. بالاخره او مجبور خواهد شد که مسئولیت افکار خودش را بپذیرد. او مجبور خواهد شد که در مورد آنچه که در سر دارد جدی فکر کند.

مطالب بسیار ساده است. هنگامی که کسی واقعا از بدبخت بودن خسته شده باشد، نگرش خود را عوض می کند و روش صحبت کردنش را تغییر می دهد. این کار نیاز به انضباط و تلاش دارد، اما باز هم بسیار ساده است.

نظم بخشیدن به آنچه که به خودمان اجازه می دهیم فکر کنیم و بگوییم، ما را ملزم می کند که با مردم عادی تفاوت داشته باشیم و برتری همیشه مستلزم این تفاوت است.

بعضی ها این نگرش را بر می گزینند: “برای خوشبخت تر بودن هر کاری را انجام خواهم داد، به شرطی که هیچ تغییری را در خودم ایجاد نکنم”.

متاسفانه این نگرش معمولا برای متعهد شدن، برای پیشرفت، آن قدر مهم نیست.

در اکثر مواقع، مسئله سلامت ذهن، بغرنج می شود.

قدرت کلام

بیماران به پزشک یا روانشناس مراجعه کرده و برای وضعیت خود عنوانی به دست می آورند. اکنون آن ها چیزی به نام وضعیت دارند تا آن را مقصر قلمداد کنند. هیولایی وجود دارد که تقریبا زندگی مستقل خودش را دارد، یعنی “بیماری آن ها”.

بیمار ممکن است ضربه روحی وارد آمده را و سرماخوردگی را بسیار تجربه کرده باشد. بدون تردید آن شخص سزاوار عشق و حمایت و همدردی است. اما محبت آمیزترین کاری که هرکسی می تواند در حق این افراد بکند این است که به آن ها کمک کند تا مسئولیت خودشان را تشخیص دهند.

کلمات روی قدرت شخصی شما اثر می گذارند.

کلماتی که استفاده می کنیم، همیشه از صافی عبور کرده و وارد ذهن نیمه هوشیار ما می شوند و جزئی از شخصیت و ساختار ما می شوند.

آن ها به دیگران میگویند که دقیقا چقدر در رسیدن به نتایج دلخواه، جدی و متعهد هستیم.

بعضی از کلمات وجود دارند که معمولا پیشرفت شما را کند می کنند.

هر بار که از کلمه “سعی” استفاده می کنیم، نشان می دهیم که بر خودمان تسلط نداریم. اگر “سعی” خواهید کرد تا کاری را به نحوه احسن انجام دهید، مثلا “سعی” کنید سروقت درجایی حاضر شوید، “سعی” کنید خوشبخت شوید، این مطالب را القا می کنید که شاید کاری را انجام دهید و شاید آن کار را انجام ندهید.

استفاده از کلمه “خواهم” بجای “سعی می کنم” یعنی چالش و مواجهه، و نتایج بسیار بهتری را برایمان به وجود خواهد آورد.

یا اگر به کسی می خواهی قول دهی، به جای اینکه بگوید من سعی می کنم آن کار را محقق کنم، بهتر است بگوید من آن کار را انجام می دهم.

این نکته شاید به نظر بی اهمیت جلوه کند، اما با این وجود در شکل دادن به نوع تلقی ما و دیگران از خودمان اهمیت بسزایی دارد.

بکار بردن کلمات “من نمی توانم” نیز قدرت شخصی شما را تضعیف می کند. گفتن “نخواهم” بجای “نمی توانم” معمولا به حقیقت نزدیک تر است، مثلا “فردا شما را نخواهم دید” نشان می دهد که شما بر خودتان مسلط هستید و تصمیم خود را گرفته اید.

“من نمی خواهم شنا کردن را یاد بگیرم” به این معناست که شما آمادگی این تلاش را ندارید، اما اگر از صمیم قلب بخواهید این کار را انجام دهید، می توانید!

آنچه همراه با کلمات به خود و دیگران می گوید باید با توجه، احترام، ملایمت، تشویق و تواضع همراه باشد.

آگاهی از لحظه ای که در آن به سر می بریم و مناسبت داشتن آنچه می گوییم با موقعیت، اهمیتی کلیدی دارد. کلمات قدرت تغییر همه  چیز را دارند. پیش از بیان هر کلمه لحظه ای درنگ کنید و به آن واژه و نحوه ی بیان آن فکر کنید؛ همچنان که اثر کلام تان را بر شنونده یا شنوندگان مدنظر قرار می دهید.

 با همه مهربان سخن بگویید و کلماتی را به کار ببرید که مانند چراغِ هدایت گر به سوی الهام، اشتیاق و دلگرمی رهنمون شوند. کلماتی که باملاحظه بیان می شوند همانند موسیقی، گوشِ جان شنوندگان را نوازش خواهند داد.

خیلی مهمه که در موقعیت های اجتماعی گوناگون از کلمات مناسب آن موقعیت یا آن جمع استفاده کنیم تا آن واژه و جمله تاثیر بیشتری داشته باشد.

قدرت کلمات شما باید خیلی بالا باشد تا در آن فرد نفوذ کند و دیگران مجذوب و شیفته کلام شما شوند.


خلاصه

کلمات ما روی چگونه فکر کردن و احساس کردن ما تاثیر می گذارند. آنچه فکر می کنیم روی آنچه میگوییم موثر است. به این ترتیب یک دور باطل داریم.

اگر افسرده باشیم، تغییر دادن آنچه میگوییم آسان تر است از آنچه فکر و احساس می کنیم.

آسان ترین کار این است که به وسیله کنترل کردن آنچه میگوییم، به خودمان شروعی تازه را ارزانی کنیم.

بی درنگ آنچه میگوییم به تدریج تاثیر مثبتی روی افکار و احساسات ما خواهد گذاشت، سپس ما این دور باطل را خواهیم شکست و در مسیری خواهیم بود تا درباره همه چیز احساس بهتری داشته باشیم.

روزگارتان زیبا و در پناه خدا باشید

موسی فخیره

دانلود PDF مقاله “قدرت کلام” [member]

دانلود PDF این مقاله

[/member]

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *