09100776969
0

چگونه با تبلی مبارزه کنیم 2

چگونه با تنبلی مبارزه کنیم 2

در مقاله چگونه با تنبلی مبارزه کنیم 1 در مورد موارد بسیار مهمی که باعث می شوند با تنبلی مبارزه کنیم خدمتتون تکنیک هایی رو عرض کردم.

[quote]پیشنهاد می کنم نگاهی به این مقاله بیاندازید: چگونه با تنبلی مبارزه کنیم 1 [/quote]


منتظرِ کسی نباشیم

خیلی از افراد رو می بینم که همیشه منتظر کسی هستند که بیاد بهشون یک پیشنهاد یا یک خبری بده که زندگیشو از این رو به اون رو کنه.

اما متاسفانه باید خدمتتون عرض کنم که همچین کسی وجود نداره. اگر هم باشه احتمالِ اینکه به سراغ ما بیاد خیلی کمه.

توماس جفرسون می گه:

[quote]به نظرم می رسد هر چقدر سخت تر تلاش می کنم، شانس بیشتری هم به سراغم می آید[/quote]

انتظار، برای اینکه بخواهیم کاری رو شروع کنیم کاری واقعاً بیهوده و اشتباهی است.

خودم وقتی کم سن و سال تر بودم، همیشه منتظر بودم که فلان تاریخ برسه تا من اون کاری که در ذهنم هست رو شروع کنم، یا منتظر می موندم که فلان اتفاق بیافته تا من فلان کار رو انجام بدم.

جالب اینجا بود، وقتی به سرِ اون تاریخِ خاص می رسیدم یا فلان اتفاق رخ می داد هم باز هیچ اتفاقی نمی افتاد.

همین انتظارها و منتظر ماندن های الکی باعث شد که چندین سال از زندگیم بدونِ هیچ چیزِ مثبتی بگذره، البته اگر بخوام به این موضوع مثبت نگاه کنم، ازش درس گرفتم که در پی انتظارهای بیهوده و توخالی نباشم و برای اینکه به خواسته ای برسم باید دست به عمل بزنم و منتظرِ هیچ کس نباشم.

حدود 10 سال قبل برای من مسئله ی خیلی بدی پیش اومده بود، از افرادِ خیلی زیادی کمک خواستم و یا از افرادی انتظار داشتم که بهم کمک کنن، حتی افرادی هم بودند که بهم می گفتند “داداش”  و همیشه بهم قوتِ قلب می دادند که ما پشتت هستیم، اما زمانی که واقعاً به کمکشون احتیاج داشتم حتی آدم هایی که بهم می گفتن “داداش” چون منفعتشون جای دیگه بود به کمکم نیومدند.

در اون زمان خیلی دیر بود، اما با این حال متوجه شدم، تنها کسی که می تونه به من کمک کنه، خودِ من هستم.

و همینطور تنها کسی که می تونه به شما کمک کنه، خودِ خودِ شما هستید.

اتفاقی که ده سال پیش برام افتاد، باعثِ ورشکستگیم شد و انقدر تبعاتِ بزرگی برام داشت که از اون تاریخ به بعد دیگه من از هیچ کس انتظارِ هیچ چیزی رو نداشتم و هر چی که میخواستم خودم به دستش می آوردم و منتظرِ هیچ شخصی و یا هیچ اتفاقی نمی افتادم.

از شما دوستِ خوبم هم میخام که منتظرِ هیچ چیز و هیچ کسی نباشید که به کمکتون بیاد و یا زندگیتون رو تغییر بده، خودتون هوای خودتون رو داشته باشدو کارهایی که باید، انجام بدید.


از زمان های مرده استفاده کنیم

خیلی از ما به احتمالِ زیاد در روز زمان های مرده ای داریم که هیچ استفاده ازش نمی کنیم. خوبه که همین الان در مورد این زمان های مرده کمی فکر کنیم و اونها رو شناسایی کنیم.

مثلا زمانی که توی تاکسی، اتوبوس یا مترو هستیم، فرقی هم نمی کنه که در اتوبوس یا مترو نشسته باشیم یا ایستاده، چون خودم قبلا تصور می کردم وقتی که ایستاده ام نمی تونم کاری انجام بدم، خودم زمانی که در مترو یا اتوبوس می ایستادم، به کتابهای صوتی گوش میدادم یا فکر می کردم، بله فکر می کردم! جالبه که بدونید فکر کردن خیلی سخته و انرژی خیلی زیادی هم از ما می گیریه. خیلی از افراد رو دیدم که منتظر هستند که بقیه یک راهی رو برند و چشم بسته و بدونِ فکر کردن اونها هم پشت سرشون حرکت کنند.

بیایید بر روی کارهایی که در روز انجام میدیم دقیق تر بشیم و کارهایی که اصلا به هیچ دردی نمیخوره کنار بزاریمشون و به سراغ کارهای مهم تر و پرفایده تر بریم، یکی از این کارهای بیهوده و الکی، تماشا کردن سریال های بی سرو ته و مسخره تلوزیون هست.

خوبه که ما، بین اوقاتِ فراغت و افتادن در یک چرخه ی بی انتها، بیهوده و عادتی، تفاوت قائل شیم و به این دو مورد در کارهایی که انجام میدیم دقت کنیم.

مثلا اگر تماشای تلوزیون و دیدنِ یک سریال به عنوانِ اوقاتِ فراغتِ ما محسوب میشه اصلا هیچ اشکالی نداره، اما اگه تماشای تلوزیون به صورتِ یک عادتِ بی انتها و اعتیادآور باشه (که متاسفانه خیلی از افراد درگیر سریال ها شده اند) اصلا خوب نیست، و برای اینکه بتونیم با تنبلی مبارزه کنیم می بایست این عادت ها رو شناسایی کنیم و بصورتِ کاملا آگاهانه اونها رو کنار بزاریم، با این کار، ما زمانی که در کوما بود رو زنده می کنیم و ازش در یک کارِ با اهمیت تر استفاده می کنیم.

 

استفان کاوی میگه:

[quote]

انسان ها چهار نوع کا ر انجام می دهند:

1- کارهای مهم و فوری

2- کارهای مهم و غیرفوری

3- کارهای غیرمهم و فوری

4- کارهای غیرمهم و غیرفوری

و کارهایی که ما باید برای موفقیت انجام بدهیم کارهای مهم و غیرفوری هستند

[/quote]


برای انجامِ کاری به اشخاصی دیگری قول دهیم

خیلی از مواقع ما وقتی به شخص یا گروهی از افراد قولی میدیم تا کاری رو انجام بدیم، تمامِ تلاشمون رو می کنیم تا اون کار رو در زمانِ مشخص شده اش انجام بدیم.

چند سال پیش که در شرکتی مشغول به کار بودم، همکاری داشتم که سیگاری بود و قصد داشت که سیگارش رو ترک کنه، چند مرتبه به من گفت: امیر دیگه می خوام سیگار رو ترک کنم.

اما این اتفاق پیش نیافتاد، تا زمانی که:

یک روز سرِ میزِ نهار بودیم و بیشترِ افراد، مخصوصا مدیران رده بالای شرکت که اکثراً خارجی بودند، سرِ میزِ نهار حضور داشتند، صحبت های ما به سمتِ سیگار و قلیون کشیده شد، اون همکارِ سیگاریِ بنده هم در بینِ ما بود، همینجور که در حالِ صحبت بودیم من گفتم اتفاقا آقای … هم از امروز سیگارشون رو ترک کردند و دیگه سیگار نمی کشند، مدیرعاملمون که آلمانی بود، رو به اون همکارِ سیگاری کرد و با یک نگاه و لبخند صادقانه بهش تبریک گفت، و گفت خیلی خوشحالم که دیگه سیگار نمی کشی.

همین موضوع که در جمع قول داد (البته این قول دادن یک توفیقِ اجباری بود) باعث شد که از اون روز سیگارش رو ترک کنه و دیگه سیگار نکشه.

تقریبا بعد از یک ماه از اون قضیه، همکارم اومد پیشم و ازم تشکر کرد و بهم گفت: اگه تو اون روز من رو در عملِ انجام شده، اون هم در بین جمع نمیزاشتی فکر نمی کنم که می تونستم سیگار رو ترک کنم.

بنابراین اگر هم شما می بینید که کاری رو همش به تعویق می اندازید و یا تنبلی می کنید که اون کار رو انجام بدید، حداقل با یک نفر در میون بزارید و قول بدید که اون کار رو تا زمانی مشخص انجامش بدید.

با این حرکت، احتمالِ اینکه اون کار رو سرِ موعد مقرر انجام بدید خیلی زیادتر میشه.


تعیین کردن جایزه برای انجام کارها

و یک تکینک و کارِ فوق العاده ای که من عاشقش هستم اینه که، وقتی کاری رو که برای خودم مشخص کردم انجام میدم، به خودم یک جایزه میدم.

جایزه هایی که به خودم میدم بر اساس بزرگی و سختیه کاری هست که انجامشون میدم. هر چقدر کار بزرگتر و سخت تر، جایزه هم بزرگتر.

جایزه ای که به خودمون میدیم می تونه چیزهایی باشه که ما خیلی دوستشون داریم، مثلا:

بستنی –  چیپس – پفک – رفتن به رستوران همراه با خانواده – رفتن به یک سفر تفریحی و هر چیزه دیگه ای که ما رو خوشحال کنه می تونه جایزه ی ما باشه.

به عشقه اون جایزه هم که شده کار رو با بالاترین کیفیت و کم ترین زمان انجامش میدم تا به اون جایزه برسم.

شما هم این تکنیک رو امتحان کنید، لازم نیست کارهای خیلی بزرگی انجام بدید تا جایزه های خیلی بزرگی هم به خودتون بدید.

برای ابتدا از کارها و جایزه های کوچیک شروع کنید تا لذتِ دریافتِ جایزه بره زیرِ زبونتون، به موقع کارهای بزرگ هم انجام میدید و جایزه های بزرگ هم میگیرید.

ادامه دارد…


اگر به نوشته ها و آموزش های این سایت علاقه مند هستید پیشنهاد می کنم در خبرنامه سایت ثبت نام نمایید تا از انتشار مقالات و مطالب آموزشی آن در ایمیلِ خود مطلع شوید.

و در آخر اگر سوالی برایتان پیش آمده  و یا اگر نظری درباره این نوشته دارید می توانید در پایین همین صفحه در قسمت نظرات، سوال خودتان را مطرح بفرمایید.

دانلود PDFچگونه با تنبلی مبارزه کنیم 2″

[member]

دانلود PDF این مقاله

[/member]

 

دیدگاه کاربران
  • علی صفایی 13 آوریل 2017

    آقای مصطفی عزیز مقاله ای که به اشتراک گذاشتی بسیار جالب بود چون من فکر میکنم یکی از اصوله موفقیت رعایت کردن همین اصوله سادست که خیلی ها جدیش نمیگیرند که شما با یه لحنه دوستانه و شیرین در موردش نوشتی.
    قسمت اوله مقاله هم به نظره بنده خیلی جالب اشاره کردی به زندگی کارمندی.
    متاسفانه اکثر افراد از بی وقتی گله میکنند ولی خب مسئله اصلی اینجاست که از بی هدفی و بی برنامگی هست وگرنه که همه افراد به اصطلاح شما زمان مرده دارند.

    • امیر مصطفی 13 آوریل 2017

      درود بر شما جناب آقای علی صفایی ارجمند
      سپاسگزارم از شما و براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم
      در پناه خدا باشید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *